تکه ۵۳
با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین با هر که نیست عاشق کم گوی و کم نشین باشد که در وصال تو بینند روی دوست تو نیز در میانه ایشان نه ای ببین
بسیاری از رباعیات و اشعار منتسب به ابوسعید در واقع از آن شاعران دیگر است. فرزندان ابوسعید در کتابهای «حالات و سخنان ابوسعید» و «اسرار التوحید» گفتهاند که جدشان جز سه بیت، شعری نگفته و آنچه در مجالس میخوانده، گفتار پیرانش بوده است.
۶۲ شعر از ابوسعید ابوالخیر
با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین با هر که نیست عاشق کم گوی و کم نشین باشد که در وصال تو بینند روی دوست تو نیز در میانه ایشان نه ای ببین
ترا روی زرد و مرا روی زرد تو از مهر و ماه و من از مهر ماه
بر فلک بر دو مرد پیشه ورند آن یکی درزی آن دگر جولاه این ندوزد مگر قبای ملوک و آن نبافد مگر گلیم سیاه
ما و همین دوغ وا و ترب و ترینه پخته امروز یا ز باقی دینه عز ولایت به ذل عزل نیرزد گرچه ترا نور حاج تا به مدینه
حال عالم سر به سر پرسیدم از فرزانه ای گفت یا خاکی ست یا بادی ست یا افسانه ای گفتمش آن کس که او اندر طلب پویان بود گفت یا کوری ست یا کری ست یا دیوانه ای گفتمش احوال عمر ما چه باشد ع
ای بار خدا به حق هستی شش چیز مرا مدد فرستی ایمان و امان و تن درستی فتح و فرج و فراخ دستی