کاوش در مجموعهای گسترده از اشعار کلاسیک و معاصر فارسی در پلتفرم ناهید
در حال بارگذاری...
شاعران
همه
در حال بارگذاری...
درحال نمایش ۱۴۱٬۲۹۲ شعر
جهان ملک خاتون
صبا مرا به جهان نیست جز تو محرم راز مرا به روی نگارین خویش هست نیاز چو حال زار من خسته دل تو می دانی که جان رسید مرا ...
جهان ملک خاتون
ای تو چون محمود و من در بندگی همچون ایاز بی نیاز از خلق و خلقی را به دیدارت نیاز ای صبا با زلف یارم چند بازی کز حسد س...
جهان ملک خاتون
در بوستان حسن بگفتم به سرو ناز پیش قدش تو بیش به بالای خود مناز در قامتش نگه کن و انصاف خود بده کز قد اوست سرو چمن جم...
جهان ملک خاتون
به یاد آمدم آن جوانی و ناز که کردیم با دلبران طناز به پایم نهاده بسی سروران سری کاو بدی در جهان سرفراز ز عشق رخم باز...
عطار نیشابوری
نه یار هرکسی را رخسار می نماید نه هر حقیر دل را دیدار می نماید در آرزوی رویش در خاک خفت و خون خور کان ماه روی رخ را د...
جهان ملک خاتون
صبا با گل بگو از من دگر باز به بستان آمدی با برگ و با ساز ربودی دل به دستان از بر ما درآمد بلبل خوش گو به آواز به عش...
جهان ملک خاتون
ای که دل برده ای ز دستم باز به چه از ما نظر گرفتی باز چه کنم چون به حضرت تو مرا جز صبا نیست محرم این راز کی کند حال ...
جهان ملک خاتون
سروی به خون دیده بپروردمش به ناز برداشت از سر من بیچاره سایه باز گفتم چرا تو سایه ز ما برگرفته ای گفتا تو بیش ازین به...
جهان ملک خاتون
هست چون زلف بتانم هوس عمر دراز تا دمی درد دل خویش بگویم به تو باز سر به گوش تو نهم حال جهان عرضه دهم تا نظر بر من بیچ...
جهان ملک خاتون
آخر نظری کن به من ای سرو روان باز هرچند که آید همه از سرو روان ناز سرگشته چو ماییم خروشان ز فراقت در گوش تو خواهیم که...
جهان ملک خاتون
دلم از درد فراق تو به جان آمد باز جانم از شوق وصالت به فغان آمد باز مژده وصل تو ناگه به جهان دردادند جان پژمرده ز مهر...
جهان ملک خاتون
کیست به عالم مرا غیر غمت دستگیر ای بت نامهربان هان ز غمم دست گیر ای تو خداوند و ما از دل و جان چاکرت هم نظر مرحمت باز...
