رباعی شمارهٔ ۴۵
ابوسعید ابوالخیرمی رفتم و خون دل به راهم می ریخت
دوزخ دوزخ شرر ز آهم می ریخت
می آمدم از شوق تو بر گلشن کون
دامن دامن گل از گناهم می ریخت
می رفتم و خون دل به راهم می ریخت
دوزخ دوزخ شرر ز آهم می ریخت
می آمدم از شوق تو بر گلشن کون
دامن دامن گل از گناهم می ریخت