شمارهٔ ۱۳ - زرتشت
عارف قزوینیبه نام آنکه در شأنش کتاب است
چراغ راه دینش آفتاب است
مهین دستور دربار خدایی
شرف بخش نژاد آریایی
دو تا گردیده چرخ پیر را پشت
پی پوزش به پیش نام زردشت
به زیر سایه نامش توانی
رسید از نو به دور باستانی
ز هاتف بشنود هرکس پیامش
چو عارف جان کند قربان نامش
شفق چون سر زند هر بامدادش
پی تعظیم خور شادم به یادش
چو من گر دوست داری کشور خویش
ستایش بایدت پیغمبر خویش
به ایمانی ره بیگانه جویی
رها کن تا کی این بی آبرویی
به قرن بیست گر در بند آیی
همان به دین بهدینان گرایی
به چشم عقل آن دین را فروغ است
که خود بنیان کن دیو دروغ است
چو دین کردارش و گفتار و پندار
نکوشد بهتر از یک دین پندار
