بخش ۱ - المقاله الثمانیه
چرا بودی چو بودی کارت افتاد چه گویم عقبه دشوارت افتاد ترا چه جرم کآوردندت ای دوست تویی در راه معنی مغز هر پوست معادن مغز ارکانست لیکن نباتست آنگهی مغز معادن وزو مغز نبات افتاده حیو
۳ شعر از عطار نیشابوری
چرا بودی چو بودی کارت افتاد چه گویم عقبه دشوارت افتاد ترا چه جرم کآوردندت ای دوست تویی در راه معنی مغز هر پوست معادن مغز ارکانست لیکن نباتست آنگهی مغز معادن وزو مغز نبات افتاده حیو
سیاهی کرد در آبی نگاهی بدید از آب رویی پرسیاهی چو رویی دید نامعلوم و ناخوش از آن زشتی دویدش بر سر آتش چنان اندیشه کرد آن مرد دل تنگ که هست آن مردم آب سیه رنگ زفان بگشاد گفت ای صورت
یکی پرسید از آن دیوانه مجنون که عالم چیست گفتا کفک صابون به ماسوره بگیر آن کفک و در دم برون آور از آن ماسوره عالم ببین این شکل رنگارنگ زیبا کز آن ماسوره می گردد هویدا اگرچه صورتی ب