شمارهٔ ۱
شیر اجلت چو درکمین خواهد بود در خاک فتادنت یقین خواهد بود در دور زمان مساز املاک و بدان قسمت ز زمان دو گز زمین خواهد بود
۴۳ شعر از عطار نیشابوری
شیر اجلت چو درکمین خواهد بود در خاک فتادنت یقین خواهد بود در دور زمان مساز املاک و بدان قسمت ز زمان دو گز زمین خواهد بود
ره بس دور است توشه بردار و برو فارغ منشین تمام بردار وبرو تا چند کنی جمع که تا چشم زنی فرمان آید که جمله بگذار و برو
هر رنگ که ممکن است آمیخته گیر هر فتنه که ساکن است انگیخته گیر وین روی چو ماه آسمانت بدریغ از صرصر مرگ در زمین ریخته گیر
گیرم که جهان به کام دیدی وشدی زلف همه دلبران کشیدی و شدی چیزی که ترا هوا بر آن میدارد انگار بدان همه رسیدی و شدی
ای آنکه ز نفس شوم در آکفتی وز آرزوی روی بتان در تفتی انگار که هرچه آرزو میکندت دریافتی و گذاشتی و رفتی