شمارهٔ ۵۳
در عشق تو عقل با جنون خواهم کرد دیوانگی خویش کنون خواهم کرد شوریده به خاک سر فرو خواهم برد شوریده ز خاک سر برون خواهم کرد
۷۰ شعر از عطار نیشابوری
در عشق تو عقل با جنون خواهم کرد دیوانگی خویش کنون خواهم کرد شوریده به خاک سر فرو خواهم برد شوریده ز خاک سر برون خواهم کرد
تا بتوانم ازان جمال اندیشم وز راحت و روح آن وصال اندیشم با آنکه وصال تو محال است مرا دایم من خسته این محال اندیشم
بی روی تو یک لحظه نمیشاید زیست زیرا که مرا بی تو نمیباید زیست جانی که همه جهان بدو مینازند بیزارم ازو چو بی تو میباید زیست
ای بس که به هر تکی دویدم بی تو وی بس که زهر سویی پریدم بی تو چون روز قیامتم شبی میباید تا با تو بگویم آنچه دیدم بی تو
جانا ز ره دراز میآیم من با سینه پر نیاز میآیم من چندان که مرا ز پیش خود میرانی پیش تو به دیده باز میآیم من