شمارهٔ ۱
چندین در بسته بی کلیدست چه سود کس نام گشادن نشنیدست چه سود پیراهن یوسف است یک یک ذره یوسف ز میانه ناپدیدست چه سود
۷۸ شعر از عطار نیشابوری
چندین در بسته بی کلیدست چه سود کس نام گشادن نشنیدست چه سود پیراهن یوسف است یک یک ذره یوسف ز میانه ناپدیدست چه سود
عاشق تن خود با غم پیوست دهد هر دم تابی در دل سرمست دهد با هجر بسازد خوش و بیزار شود از معشوقی که وصل او دست دهد
هر دل که ز ذوق آن حقیقت جان یافت هر چیز که یافت جامه جانان یافت آن را منشین که یک دمش نتوان دید آن را مطلب که هرگز ش نتوان یافت
چون کس نرسد به وصل دلخواه ای دل تو هم نرسی چند کنی آه ای دل می پندار ی که ره توان برد بدو هرگز نتوان برد بدو راه ای دل
ای دل ز پی دلیل نتوانی شد مور ی تو حریف پیل نتوانی شد چون از مگس لنگ کمی بیش نه یی هم کاسه جبرییل نتوانی شد