شمارهٔ ۱
آنها که در این پرده سرایند پدید از پرده برون همی نمایند پدید چون پرده براوفتد دران دریا خلق غرقه نه چنان شوند کایند پدید
۶۵ شعر از عطار نیشابوری
آنها که در این پرده سرایند پدید از پرده برون همی نمایند پدید چون پرده براوفتد دران دریا خلق غرقه نه چنان شوند کایند پدید
چندین امل تو ای دل غافل چیست چون رفتنییی درین سرا منزل چیست چون عاقبت کار همه گم شدن است آخر ز پدید آمدنت حاصل چیست
تا کی گردی ای دل غمناک به خون از هستی خویش پاک شو پاک کنون سی سال ز خویش خاک میکردی باز دردا که نکردهای سر از خاک برون
ای دل همگی خویش در جانان باز هر چیز که آن خوشترت آید آن باز در شش در عشق چون زنان حیله مجوی مردانه درا و همچو مردان جان باز
هم راه تن و هم ره جان او گیرد هر ذره که هست در میان او گیرد از خویش چو در هستی او گم گردی پیش نظرت همه جهان او گیرد