بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
گهنکارم ز فعل خود گنه کار خداوندا تویی دانای اسرار گنهکارم که فرمانت نبردم ولیکن باده لطفت بخوردم بکردی توبه همچون نصوحا بدادند جام معنیت مصفا تو گشتی پاک و معصوم و مطهر گرفتی دامن
۷ شعر از عطار نیشابوری
گهنکارم ز فعل خود گنه کار خداوندا تویی دانای اسرار گنهکارم که فرمانت نبردم ولیکن باده لطفت بخوردم بکردی توبه همچون نصوحا بدادند جام معنیت مصفا تو گشتی پاک و معصوم و مطهر گرفتی دامن
شه من در خراسان چون دفین شد همه ملک خراسان را نگین شد امام هشتم و نقد محمد رضای حق بد او در دین احمد هم او بد قرة العین ولایت به او همراه بد کل عبادت بدان تو کعبه بر حق مرقدش را از
به اول سه کتب تقریر کردم به آخر یک از آن تحریر کردم جواهر نامه با مختار نامه بشرح القلب من رهبر بخانه ترا معراج نامه پیش حق خواند جواهر نامه ات خود این سبق خواند ترا مختار نامه چون
خداوندا دلم آزاد گردان به فضل خود تنم را شادگردان خداوندا گنه بسیار دارم ولیکن جمله را اقرار دارم قلم درکش باین طومار عصیان که غرقم اندرین دریای طوفان خداوندا ترا زیبد حکومت که وصف
سخنها دارم از سر معانی ولی موقوف کردم تا ندانی بگفتار عجایب در پریدم ازو مقصود صد معنی بدیدم در این معنی مرا حالی عجیب است که درگفتار من سری غریب است یکی روزی مرا یک مشکلی بود که د
ترا در علم معنی راه دادند بدستت پنجه الله دادند ترا از شیر رحمت پروریدند براه چرخ قدرت آوریدند ز عرشت ساختند خود سایبانها مر او را ساختند از در زبانها ز بهر فرش اقدامت ورقها میان آ
بدان خود را و خود را کن فراموش تو جوهر ذات را میدان و بخروش بدان خود را که تا مظهر ببینی ز وصلت نامه ام اظهر ببینی بدان خود را که حلاجم چنین گفت که از اسرارنامه در توان سفت بدان خو