بخش ۲۴ - آمدن سیمرغ به خدمت سلمیان و نموداری حال گفتن به بلبل
عطار نیشابوریتو سیمرغی و یک مرغت هنر نیست
چو مرغان اندرین راهت گذر نیست
تو تا کی در درون خانه گردی
به میدان آی اگر مرد نبردی
به دریای عدم رفتی چو ماهی
بصحرای وجود آ گر تو شاهی
حریف مجلس عشاق میباش
بجام شوق اومشتاق میباش
اگر خلوت نشین بی ریایی
چو زاغان مرده شهوت چرایی
اگر خلوت نشین سالکی تو
چرا در بند دنیا هالکی تو
بجز نامی نداری در جهان فاش
همان شکلی که صورت کرده نقاش
برون آوازه داری چون مبیره
درونت چون برون دیگ تیره
تو در عالم بسی آوازه داری
ولی مرغی حزین و سوگواری
اگر هستی بیا در نیستی رو
غم نادیدنت برما بیک جو
سلیمان کرد نامت شاه مرغان
ببر خار ستم از راه مرغان
