شمارهٔ ۱۰
عطار نیشابوریای از تو فلک بی خور و بی خواب شده
وز شوق تو سرگشته چو سیماب شده
هر دم ز تو صد هزار دل خون گشته
دل کیست که صد هزار جان آب شده
ای از تو فلک بی خور و بی خواب شده
وز شوق تو سرگشته چو سیماب شده
هر دم ز تو صد هزار دل خون گشته
دل کیست که صد هزار جان آب شده