شمارهٔ ۲۹
عطار نیشابوریاز بس که در انتظار تو گردون گشت
تا روز همه شب ز شفق در خون گشت
چون راه نیافت از پس و پیش به تو
در خویش به صد هزار قرن افزون گشت
از بس که در انتظار تو گردون گشت
تا روز همه شب ز شفق در خون گشت
چون راه نیافت از پس و پیش به تو
در خویش به صد هزار قرن افزون گشت