شمارهٔ ۱۱
عطار نیشابوریچون مردن تو چاره یکبارگی است
مردانه بمیر این چه بیچارگی است
تو خون و نجاستی و مشتی رگ و پی
انگار نبود این چه غم خوارگی است
چون مردن تو چاره یکبارگی است
مردانه بمیر این چه بیچارگی است
تو خون و نجاستی و مشتی رگ و پی
انگار نبود این چه غم خوارگی است