شمارهٔ ۲۰
عطار نیشابوریگفتم شب و روز از تو چرا میسوزم
هر لحظه به صد گونه بلا میسوزم
گفتی که ترا برای آن میدارم
تا با تو نسازم و ترا میسوزم
گفتم شب و روز از تو چرا میسوزم
هر لحظه به صد گونه بلا میسوزم
گفتی که ترا برای آن میدارم
تا با تو نسازم و ترا میسوزم