شمارهٔ ۱۸
عطار نیشابوریای شب تو طریق زلف جانان داری
یعنی نتوان گفت که پایان داری
ای صبح مرا جان به لب آمد امشب
آخر نفسی بزن اگر جان داری
ای شب تو طریق زلف جانان داری
یعنی نتوان گفت که پایان داری
ای صبح مرا جان به لب آمد امشب
آخر نفسی بزن اگر جان داری