شمارهٔ ۹۶
عطار نیشابوریشمع آمد و گفت گه دلم مرده شود
گه در سوزم عمر به سر برده شود
چون در دهن آب گرمم آید بیدوست
بر روی ز باد سردم افسرده شود
شمع آمد و گفت گه دلم مرده شود
گه در سوزم عمر به سر برده شود
چون در دهن آب گرمم آید بیدوست
بر روی ز باد سردم افسرده شود