بخش ۶ - در بیان و شرح عقل فرماید
عطار نیشابوریخرد شد کاشف سر الهی
به نور او شود روشن سیاهی
خرد شد پیشوای اهل ایمان
هم او شد رهنمای جمله نیکان
خرد شد قهرمان خانه تن
اگرچه هست او بیگانه تن
ازو گر نور نبود در دماغت
ز نادانی خلل گیرد چراغت
ندانی خالق خود را نه خود را
شناسا می نگردی نیک و بد را
دلیل و رهبر آمد مرد ره را
به نور او توانی دیده ره را
نگردد هیچ چیزش مانع نور
بود روشن بر او نزدیک و هم دور
گهی شعله زند بالای افلاک
گهی گردد به گرد توده خاک
نهایت ها به نور خود ببیند
سعادت های هر یک برگزیند
به پای خود بپوید گرد عالم
گشاید مشکلاتش را به یک دم
کند معلوم اسرار معانی
شود روشن بر او راز نهانی
