بخش ۸۲ - در نگاه کردن درویش در کواکب و پاسخ دادن ایشان در اسرار نهانی و طلب کردن مقصود فرماید
عطار نیشابوریمگر میکرد درویشی نگاهی
در این دریای پر در الهی
کواکب دید جمله در شب افروز
که شب از نور ایشان بود چون روز
تو گفتی اختران استادهاندی
زبان با خاکیان بگشاده چندی
که هان ای عاقلان هشیار باشید
در این درگاه شب بیدار باشید
چرا چندین سر اندر خواب دارید
که تا روز قیامت خواب دارید
دل دوریش بیدل در نظاره
ز چشمش درفشان شد بر ستاره
خوشش آمد سپهر کوژ رفتار
زبان بگشاد چون بلبل بگفتار
که یارب بام زندانت چنین است
که گویی چون نگارستان چین است
