بخش ۱ - المقالة الثانیة و العشرون
عطار نیشابوریسالک آمد چون شکر پیش نبات
گفت ای سرسبزیت زآب حیات
پاکیت چون آب ذاتی آمده
قابل نفس نباتی آمده
فالق الحب از نوا داده ترا
حبه حب صد نوی داده ترا
سبز پوشان را تو محرم آمدی
لاجرم سر سبز عالم آمدی
قوت ارواح و بینایی ز تست
دلگشایی و دل افزایی ز تست
در جهان نوباوه هر دم تراست
صد بهشت عدن در عالم تراست
جمله دارو و درمان از تو رست
گل ز تو بشکفت و ریحان از تو رست
نیست خاری از تو بی سرو سهی
نیست ناری ظاهر از تو بی بهی
نار چون از شاخ سبزت بردمید
درد موسی را بهی آمد پدید
