بخش ۳۲ - در بیان چار چیز که بازگردانیدن آن ها محالست
عطار نیشابوریچارچیز است آن که بعد از رفتنش
از محالات است باز آوردنش
چون حدیثی رفت ناگه بر زبان
یا که تیری جست بیرون از کمان
باز چون آری حدیث گفته را
کس نگرداند قضای رفته را
باز کی گردد چو تیر انداختی
همچنین عمری که ضایع ساختی
هرکه بی اندیشه گفتارش بود
پس ندامت های بسیارش بود
تا نگفتی می توانی گفتنش
چون بگفتی کی توان بنهفتنش
عمر را می دان غنیمت هر نفس
چون رود دیگر نیاید باز پس
هیچ کس از خود قضا را رد نکرد
هر که راضی از قضا شد بد نکرد
هر که می خواهد که باشد در امان
مهر می باید نهادن بر دهان
می سزد گر عمر را داری عزیز
چون رود پیشش نخواهی دید نیز
