شمارهٔ ۴۹
ازرقی هرویعشن تو مرا توانگری آرد بر
از دیده به لؤلؤ و ز رخسار به زر
با عشق توام عیش خوشست ای دلبر
آری ز توانگری چه باشد خوشتر
عشن تو مرا توانگری آرد بر
از دیده به لؤلؤ و ز رخسار به زر
با عشق توام عیش خوشست ای دلبر
آری ز توانگری چه باشد خوشتر