شمارهٔ ۵۸ - در صفت شب و منقبت علی (ع)
ملکالشعرا بهارشب برکشید رایت اسود
لون شبه گرفت زبرجد
شد چیره بر عمایم خضرا
بار دگر علایم اسود
گفتی ز نو سلاله عباس
بردند حق آل محمد
مشرق به رنگ سوسن بری
مغرب به رنگ ورد مورد
در یک کرانه پرده ماتم
در یک کرانه خونین مشهد
بازیگر شب آمد و افراخت
آن خیمه سیاه معسجد
و آن مرده ریگ های کهنسال
کش بازمانده از پدر و جد
وز هرکرانه لعبتکان را
آورد و برنشاند به مسند
آن بایکی وشاح موشح
