شمارهٔ ۷۸ - ای هوار محمد!
ملکالشعرا بهاردارد سرهنگ شهریار محمد
لطف به من چون به یار غار محمد
ما و محمد دو دوستار قدیمیم
کی رود از یاد دوستار محمد
آرد جان و نثار شاه نماید
گوید اگر شه که جان بیار محمد
شاه به وی اعتمادکامل دارد
چون به خداوند ذوالفقار محمد
چون او یک رند کهنه کار ندیدم
دیده ام اندر جهان هزار محمد
هست به خط و روال خوبش درپن شهر
نابغه ای کامل العیار محمد
نغز حدیثی بگویمش که پس از من
داردش از من به یادگار محمد
منکر گشتند مکیان چو در آن شهر
دعوت خود کرد آشکار محمد
رفت ز مکه سوی مدینه و آورد
بر سرشان جیش بیشمار محمد
