شمارهٔ ۲۱۵ - شیراز
ملکالشعرا بهارشد پارس یکی حلقه گزین
شیراز بر آن حلقه چون نگین
بر حلقه انگشترین پارس
شیراز بود گوهری ثمین
از سبزه شاداب و سرخ گل
گه یاقوتین گه زمردین
هرگز به یک انگشتری که دید
یاقوت و زمرد به هم قرین
از چین و شکنج گلشن به باغ
چون برگذرد باد فرودین
صد چین و شکنج افکند نسیم
از رشک برابر وی مشک چین
زی بقعت کوهی یکی برای
کان بقعه بهبشی بود برین
بر ساحت بردی ببر سلام
کآن برد و سلامیست دلنشین
وز چشمه زنگیش نوش کن
تا شکر نوشی و انگبین
بگذر سحری زی سه آسیا
زآنجا به که خور بر آببین
کز عکس گل و لاله و سمن
شرمنده برآید خور از زمین
