شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلس
ملکالشعرا بهارای سید عراقی شغلی دگر نداری
یا دخلکی تراشی یا پولکی درآری
وآنجا که دخلکی نیست آری خلاف اگرچه
فرمان عفو بخشند بر عیسی و حواری
بیچاره ای به هر کار جز کار چاپلوسی
بیگانه ای ز هر فن جز فن مفت خواری
در کربلا ندیدی جز علم جیب کندن
واندر نجف نخواندی جز درس خرسواری
دلال مظلماتی مبل ادارجاتی
گه در محاسباتی گه در خزانه داری
بدقلب و روسیاهی بداصل و دین تباهی
هم ملعنت پناهی هم مفسدت شعاری
خود را همی چه پوشی چون آب در بن چه
کز افتضاح پیدا چون شعله بر مناری
ریش و ردا و مندیل فسق ترا نپوشد
