شمارهٔ ۱۶ - هدیۀ دوست
ملکالشعرا بهارای باد صبا ز روی یاری
وز راه وفا و دوستداری
شو نزد رفیق مهربانم
سبحانقلوف آن عزیز جانم
برگوکه رسید از آن دلفروز
دوکارت به روز عید نوروز
یک کارت ز حضرت شما بود
دیگر ز رفیق با وفا بود
دوکارت به عادت همیشه
همراه دو کارت چار شیشه
یک شیشه شراب زرد جوشان
شامپانی ازو سیاه پوشان
یک شیشه می لطیف لیکور
دو شیشه عرق به رنگ چون در
گفتی توکه چار یار بودند
آلام مرا دوا نمودند
اول زده شد شراب عالی
جای رفقا عموم خالی
لیکورچولطیف بود وشیرین
شد یکسره قسمت خوانین
وان دو دگر از ره مدارا
یک ماه ندیم بود ما را
هر شب سه پیاله بی تخلف
