شمارهٔ ۷۰ - شاه حریص ترجمهٔ یکی از قطعات فرانسه
ملکالشعرا بهارپی چیست این ساز و برگ نبرد
هم این کشتی وییل جنگی و مرد
به پیروس گفت این یکی هوشیار
که همراز او بود و آموزگار
سوی روم خواهم شدن گفت شاه
بدانجا که جویندم از دیرگاه
چرا گفت گفت از پی گیر و دار
ستودش خردمند آموزگار
که این رای رایی است با دستگاه
سکندر سزد کرد این یا که شاه
چه خواهیم کردن چو شد روم راست
بگفتا همه خاک لاتن ز ما است
خردمند گفت اندرین نیست شک
که آن جمله ما را بود یک بهک
دگر کار کوته شود گفت نه
به سیسیل از آن پس درآرم بنه
همین کشتی و لشکر بی شمار
درآید سراکوش را برکنار
