مجلس سوم
ملکالشعرا بهاردر مجلس به فرخی وا شد
آنچه گم گشته بود پیدا شد
شید رخشان عدل طالع گشت
دیو دژخیم ظلم رسوا شد
بیرق اعتساف ساقط گشت
رایت انتظام برپا شد
بانک پاینده باد آزادی
از ثری بازتا ثریا شد
جریان امور را امروز
همه اسباب ها مهیا شد
تا نگویی که آه نیم شبی
بی اثر ماند و ناله بیجا شد
آه شد اشگ و اشک شد قطره
قطره شد سیل و سیل دریا شد
کودتای سه ساله غوغا کرد
کودک شصت ساله بانی او
من نگویم که خود چه با ما کرد
آنکه بودیم جمله فانی او
زنده درگورمان چو موتی کرد
آنکه از ماست زندگانی او
نی زتوبیخ خلق پرواکرد
نه اثرکرد مدح خوانی او
