شمارهٔ ۱۸ - در مرگ پدر
ملکالشعرا بهاردر ماتمت ای ملک ملک خون بگریست
وز سوز تو در افق فلک خون بگریست
تا خاک نشین شدی تو ای گنج کمال
زین غصه سماک بر سمک خون بگریست
در ماتمت ای ملک ملک خون بگریست
وز سوز تو در افق فلک خون بگریست
تا خاک نشین شدی تو ای گنج کمال
زین غصه سماک بر سمک خون بگریست