بخش ۵۳ - سیل در اصفهان
ملکالشعرا بهاردر زمستان هوای اصفاهان
گشت چون زمهریر آفت جان
برف هایی دراوفتاد عظیم
شد در و دشت وکوه معدن سیم
ماه دی جمله این چنین بگذشت
ماه بهمن هوا ملایم گشت
بس که بارید از هوا باران
سر بسر نم کشید اصفاهان
پخت نانی فطیر ابر مطیر
خلق از آن نان شدند خانه خمیر
بس که باران به سقف ها جاکرد
رویشان را به مردمان واکرد
هرزه گشتند و عیب دار شدند
بر سر مرد و زن هوار شدند
برف های پیاپی دی ماه
در در و دشت آب شد ناگاه
سیلی آمد به زنده رود فرود
که کسی را به عمر یاد نبود
