بخش ۷۹ - در ریاست سرپاس مختاری
ملکالشعرا بهارداد شه جای او به مختاری
صبح پیدا شد از شب تاری
با من آیرم بگفته بودکه شاه
اشقیا را براند از درگاه
برگزیند ملک چو بیداران
نیکمردان به جای بدکاران
آن سخن شد درست بی کم و بیش
گفته اش راست گشت درحق خویش
زان که مختاری است پاک و نبیل
راست گوی و درست قول و اصیل
دودمانش قدیم و خود نامی
دور ازحرص و آز و خودکامی
وز فن شهربانی آگاهست
زین سبب برگزیده شاه است
گرچه یک گل شکفت ازین گلزار
کی ز یک گل شود پدید بهار
