بخش ۸۲ - گفتار دهم در صفت زن گوید
ملکالشعرا بهارچادر و روی بند خوب نبود
زن چنان مستمند خوب نبود
جهل اسباب عافیت نشود
زن روبسته تربیت نشود
کار زن برتر است از این اسباب
هست یکسان حجاب و رفع حجاب
ای که اصلاح کار زن خواهی
بی سبب عمر خوبشتن کاهی
زن از اول چنین که بینی بود
هیچ تدبیر چاره اش ننمود
گر قوانین ما همین باشد
ابدالدهر زن چنین باشد
زن به قید حواس خمس دراست
زن نمودار ساده بشر است
زن کتاب طبیعت ساده است
زن ز دستور حکمت آزاده است
زن اگر جاهلست اگر داناست
خودپسند است و خویشتن آراست
کار او با جمال و زیباییست
هنر و پیشه اش خودآراییست
گر نخواهی که بستن بنماید
به سرتوکه بیش بنماید
