بخش ۶ - فتنهٔ احمد ینالتگین
و آن برنا را دفن کردند و امیر سخت غمناک شد چه ستی شایسته و شهم و با قد و منظر و هنر بود و عیبش همه شراب دوستی تا جان در آن سر کرد و بتر آن آمد که مضربان و فساد جویان پوشیده نامه نب
۵۲ شعر از ابوالفضل بیهقی
و آن برنا را دفن کردند و امیر سخت غمناک شد چه ستی شایسته و شهم و با قد و منظر و هنر بود و عیبش همه شراب دوستی تا جان در آن سر کرد و بتر آن آمد که مضربان و فساد جویان پوشیده نامه نب
ذکر حال تلک الهندو این تلک پسر حجامی بود ولکن لقایی و مشاهدتی و زبانی فصیح داشت و خطی نیکو بهندوی و فارسی و مدتی دراز بکشمیر رفته بود و شاگردی کرده و لختی زرق و عشوه و جادویی آموخت
شرح حال نوشتگن و روز سه شنبه پنجم شعبان امیر از پگاهی نشاط شراب کرد پس از بار در صفه بار با ندیمان و غلامی که او را نوشتگین نوبتی گفتندی از آن غلامان که امیر محمود آورده بود بدان و
روز شنبه شانزدهم شعبان امیر رضی الله عنه بشکار پره رفت و پیش بیک هفته کسان رفته بودند فراز آوردن حشر را از بهر نخجیر راندن و رانده بودند و بسیار نخجیر آمده و شکاری سخت نیکو برفت و