بخش ۴۸ - خلوت امیر و وزیر
ابوالفضل بیهقیروز یازدهم ماه رجب امیر رضی الله عنه از بست بر جانب غزنین روان کرد و آنجا رسید روز پنجشنبه هفتم شعبان و بباغ محمودی فرود آمد بر آنکه مدتی آنجا بباشد و دست بنشاط و شراب کرد و پیوسته میخورد چنانکه هیچ می نیاسود
و روز سه شنبه دوازدهم شعبان خداوندزاده امیر مودود رحمة الله علیه از بلخ بغزنین رسید که از بست نامه رفته بود تا حرکت کند برین میعاد بیامد و نواخت یافت و روز سه شنبه نوزدهم شعبان امیر بر قلعه رفت و سرهنگ بو علی کوتوال میزبانی ساخته بود و روز آدینه بیست و دوم این ماه بکوشک نومسعودی بازآمد
و پیش تا از باغ محمودی بازآید نامه وزیر رسید که کارهای لشکر ساخته شده است و بر وی خصمان رفتند با دلی قوی و ترکمانان چون دانستند که کارها بجدتر پیش گرفته آمده است سوی نسا و فراوه رفتند بجمله چنانکه در حدود گوزگانان و هرات و این نواحی ازیشان کسی نماند و حاجب بزرگ بمرو رفت و بیرون شهر لشکرگاه زد و هر جای شحنه فرستاد و جبایت روان شد بنده را چه باید کرد جواب رفت که چون حال برین جمله است خواجه را از راه غور بغزنین باید آمد تا ما را ببیند و بمشافهه آنچه بازنمودنی است بازنماید و تدبیر کارها قوی تر ساخته شود
و ماه روزه درآمد و امیر روزه گرفت بکوشک نو و هر شبی خداوندزادگان امیر سعید و مودود و عبد الرزاق رضی الله عنهم بخانه بزرگ می بودند و حاجبان و حشم و ندیمان بنوبت با ایشان و سلطان فرود سرای روزه میگشاد خالی
