شمارهٔ ۱ - خیز تا چنگ در چغانه زنیم
ابن حسام خوسفیرویت آیینه ای ز صنع خداست
خط سبزت سواد مشک خطاست
سنبلت کابروی نسرین است
بر گل تر ز مشک غالیه ساست
آنچه در آب خضر پنهان است
ما بجستیم و در لبت پیداست
رخت آراسته است کار جهان
راستی را رخت جهان آراست
قامتت را به سرو می گفتیم
عقل باور کند حکایت راست
عشق بالا گرفت از آن بالا
سرو را نیز میل آن بالاست
عشق از شمع می توان آموخت
کش سر از دست رفت و پا برجاست
ما به جنت فرو نمی آییم
سر کوی تو جنت الماواست
