بخش ۴۴ - دربیان مبارزت جناب عبدالله اکبر بن امام حسن
الهامی کرمانشاهیکنون رزم عبدالله بن حسن
بباید شنودن ز گفتار من
که درچهره انباز بد ماه را
برادر پسر بد شهنشاه را
یکی تازه شاخ از نهال رسول ص
یکی نغز میوه ز باغ بتول
دلاور چو فرخ نیاکان خویش
سرافراز مانند پاکان خویش
از آن پس که خویشان خود کشته دید
یکی آه سرد از جگر بر کشید
بر شاه دین با دلی دردناک
چمان گشت و بنهاد رخ رابه خاک
زبوسه زمین را گهر ریز کرد
زمو خاک را عنبر آمیز کرد
به شه گفت کای داور تاجدار
ز پیغمبر و مرتضی یادگار
