بخش ۸۶ - رفتن ح سیدالشهدا به یاری برادر و جنگ آن دو برادر با سپاه کوفیان
الهامی کرمانشاهیبرآورده برنده تیغ دوسر
برآن لشگر گشن شد حمله ور
سپه راسراسر زهم بردرید
به نزدیک فرخ برادر رسید
بدوگفت بنمای ای شهسوار
علم در پس و پشت من استوار
که تا من سپه رابه تیغ پدر
کنم ازتو دور ای یل نامور
دو فرخ برادر به نیروی هم
نمودند شمشیر و بازو علم
یکی همچو قهر جهان آفرین
یکی همچو کوشنده ضرغام دین
یکی دست او دست پروردگار
یکی تیغ او مظهر ذوالفقار
یکی صاحب صور نوبت زنش
گذشته زعرش برین گرزنش
یکی قابض روح ترسان از او
دل آفرینش هراسان از او
یکی پور دخت رسول امین ص
یکی راد فرزند حبل المتین
یکی مصطفی را جگر بند بود
یکی مرتضی ع را همانندبود
