بخش ۹ - آمدن امام علیه السلام به خیمه گاه و وداع نمودن با اهل حرم
الهامی کرمانشاهیز تیر بداندیش چون روزگار
سر آمد بدان کودک شیرخوار
بیامد شه دین به سوی حرم
رخ از گریه پرخون دل از غم دژم
همه بانوان حرم را بخواند
ابا کودکان در بر خود نشاند
همی دست بر روی هر یک بسود
به بدرود ایشان زبان برگشود
بگفتا که ای آل خیرالانام
شما را یکایک درود و سلام
ز دیدار من توشه گیرید باز
که آمد مرا گاه رفتن فراز
مرا شوق دیدار پروردگار
ز تن برده آرام و از دل قرار
میان من و او حجابی نماند
به جز جان که باید به راهش فشاند
