بخش ۳۸ - به درک فرستادن مختار(ع)حکیم ابن طفیل علیه العنه قاتل جناب ابولفضل العباس را
الهامی کرمانشاهیتو دست از تن میر اسلامیان
فکندی برای شه شامیان
جوان علی ع را فکندی زپای
ببراد دست تو ای تیره رای
نترسیدی از صولت حیدریش
وزان سطوت و فره ی صفدریش
پلید تبهکار گفت ای امیر
سخن راست گویم زمن در پذیر
که رازهره ی رزم عباس ع بود
که تیغش به یک سر دو رو داس بود
از آن پس که آمد سوی رودبار
چو حیدر به کف سرفشان ذو الفقار
هزاری ده از لشگر تیره روی
که آن روز بد رودبان از دو سوی
پراکنده شان کرد و یک نیمه کشت
زهی سرخرویی که ننمود پشت
