شمارهٔ ۴ - در مدح میرزا حسن خان گوید
الهامی کرمانشاهیعید غدیر آمد ای ماه میگسار
بنشین و می بده برخیز و می بیار
گرد ستم نگرد راه کرم بپوی
بیخ جفا بکن شاخ وفا بکار
باب سرا ببند بند قبا گشا
دستی فشان به رقص چنگی بزن به تار
امروز از شرف اندر غدیر خم
شد مرتضی علی سلطان تاجدار
چون در غدیر خم خیرالبشر رسید
از حجة الوداع با عز و اقتدار
از درگه جلیل جبریل پر گشود
آمد بر رسول چون عبد خاکسار
گفتا تو را چنین ای شاه مرسلین
بعد از سلام ها فرموده کردگار
کامروز ای رسول تبلیغ کن به خلق
امر خلافت شاه بهشت و نار
برگو که بعد من حیدر به تخت دین
باشد به هر دو کون شاه بزرگوار
این امر من اگر بر جا نیاوری
از من نکرده ای تبلیغ هیچ کار
احمد شکفته گشت در مسند شرف
