شمارهٔ ۷۸
فصیحی هرویدوشت گویا دل به خروش آمده بود
وز ساغر درد جرعه نوش آمده بود
کز غصه سپهر خاک بر سر می کرد
خون در تن قدرسیان به جوش آمده بود
دوشت گویا دل به خروش آمده بود
وز ساغر درد جرعه نوش آمده بود
کز غصه سپهر خاک بر سر می کرد
خون در تن قدرسیان به جوش آمده بود