رباعی شمارهٔ ۱
از کشت عمل بس است یک خوشه مرا در روی زمین بس است یک گوشه مرا تا چند چو کاه گرد خرمن گردیم چون مرغ بس است دانه ای توشه مرا
۱۷ شعر از فروغی بسطامی
از کشت عمل بس است یک خوشه مرا در روی زمین بس است یک گوشه مرا تا چند چو کاه گرد خرمن گردیم چون مرغ بس است دانه ای توشه مرا
یک عمر شهان تربیت عیش کنند تا نیم نفس عیش به صد طیش کنند نازم به جهان همت درویشان را کایشان به یکی لقمه دو صد عیش کنند
آشفته سخن چو زلف جانان خوش تر چون کار جهان بی سر و سامان خوش تر مجموعه عاشقان بود دفتر من مجموعه عاشقان پریشان خوش تر
تا دل به هوای وصل جانان دادم لب بر لب او نهاده و جان دادم خضر ار ز لب چشمه حیوان جان یافت من جان به لب چشمه حیوان دادم
گاهی هوس باده رنگین دارم گاه آرزوی وصل نگارین دارم گه سبحه به دست و گاه زنار به دوش یارب چه کنم کیم چه آیین دارم