بخش ۲ - هنگامه صوریّه عقل و عشق و بیان مدارج الطریق
عبدالرحیم حائریو تبیان معارج العشیق اضمار السر المستتر فان العقل بمنزلة السراج فی ظلمات النفس والعشق کالشمس و قد قیل اذا ظهرت الحقایق بطلت الشرایع لیس المراد مایتوهم فتعقل وافهم
عقل گوید عشق را دیوانه ای
عشق گوید عقل را بیگانه ای
عقل گوید رو شو از اهل تمیز
عشق گوید از تمیز خود گریز
عشق گوید از تمیز خود گریز
عشق می گوید بیا دیوانه شو
عقل می گوید که رسوایی مکن
خویش را مجنون و سودایی مکن
عشق می گوید که در سودا خوشم
فارغ از اندیشه های دانشم
عقل گوید از بلاها کن حذر
عشق گوید تیر غم را شو سپر
عقل گوید کام از این غم نارواست
