شمارهٔ ۲۹۸
قصاب کاشانیجان من گر شدی از صحبت من سیر بگوی
گر شدی از من ماتم زده دلگیر بگوی
تو شکار افکن و من صید تو بی مهری چیست
گر نداری سر صیادی نخجیر بگوی
هرچه گفتم به تو از روی وفا نشنیدی
گر ندارد سخنم پیش تو تأثیر بگوی
این همه دوستی و مهر به اغیار چرا
گر مرا هست جوی پیش تو تقصیر بگوی
روز و شب از من محنت زده رو گردانی
که برآورده تو را باز به تسخیر بگوی
باز اگر دست بیابی به وصالش قصاب
این سخن ها که تو را هست به تفسیر بگوی
