فصل چهاردهم
امام محمد غزالیاگر کسی این جمله که رفت نداند از حقیقت نبوت وی را هیچ خبر نبود الا به صورت و سماع و ولایت یکی از درجات شرف دل آدمی است و حاصل آن سه خاصیت است یکی آنچه عموم خلق را در خواب کشف شود وی را در بیداری کشف افتد دوم آن که نفس عموم خلق جز در تن ایشان اثر نکند و نفس وی در اجسامی که خارج از تن وی است اثر کند بر طریقی که صلاح خلق در آن باشد یا فسادی نبود در آن سوم آن که آنچه از علوم که عموم خلق را به تعلیم حاصل شود وی را بی تعلیم از باطن خویش حاصل شود و چون روا باشد که کسی زیرک و صافی دل باشد بعضی از علمها به خاطر خویش به جای آرد بی تعلم روا باشد که کسی که صافی تر و قوی تر باشد همه علمها یا بیشتر آن یا بسیاری از آن از خود بشناسد و آن را علم لدنی گویند چنانکه حق تعالی گفت و علمناه من لدنا علما
هر که را این سه خاصیت جمع بود وی از پیغمبران بزرگ باشد یا از اولیای بزرگ و اگر یکی بود از این هر سه همین درجه اصل باشد و در هر یکی نیز تفاوت بسیار است که کسی باشد که از هر یکی وی را اندکی باشد و کسی بود که بسیار و کمال رسول ما ص بدان بود که وی را این هر سه خاصیت به غایت کمال بود و ایزد سبحانه و تعالی چون خواست که خلق را به نبوت وی راه دهد تا متابعت وی کنند و راه سعادت از وی بیاموزند از این هر سه خاصیت نمودگاری هر کسی را بداد خواب نمودگار یک خاصیت است و فراست راست نمودگار آن دیگر و خاطر راست در علوم نمودگار آن دیگر
