فصل ششم
امام محمد غزالیهمانا که گویی مذهب مشهور میان فقها و متکلمان آن است که جان آدمی به مرگ معدوم شود آنگاه وی را با وجود باز آرند و این مخالف آن است
بدان که هر که از پس سخن دیگران شود نابینا باشد و این کسی گوید که نه از اهل تقلید باشد و نه از اهل بصیرت که اگر کسی از اهل بصیرت بودی بدانستی که مرگ قالب حقیقت آدمی را نیست نکند و اگر از اهل تقلید بودی از قرآن و اخبار بشناختی که روح آدمی پس از مرگ به جای خویش بود که ارواح پس از مرگ دو قسم است ارواح اشقیا و ارواح سعدا اما در ارواح سعدا قرآن مجید می فرماید و لا تحسبن قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون بما اتیهم الله من فضله فرحین می فرماید مپندارید که کسانی که در راه حق کشته شدند ایشان مرده اند بلکه زنده اند و شادمانند به خلعتها که از حضرت ربوبیت یافته اند و بر دوام از آن حضرت روزی خویش می ستانند و اما در حق اشقیا کافران بدر چون رسول ص و اصحاب ایشان را بکشتند یک یک ایشان را آواز می داد و ندا می کرد و ایشان کشته و می گفت یا فلان یا فلان وعده ها که از حق تعالی یافته بودم در قهر دشمنان وی همه را حق یافتم و حق تعالی تحقیق کرد آن وعده ها که شما را داده بود به عقوبت پس از مرگ حق یافتند یا نه
با وی گفتند ایشان مردارند با ایشان چرا سخن می گویی گفت ص بدان خدای که نفس محمد به دست قدرت وی است که ایشان این سخن را شنواترند از شما ولکن از جواب عاجزند و هر که تفحص کند از اخبار که در حق مردگان آمده است و آگاه بودن ایشان از اهل ماتم و زیارت و آنچه در این عالم رود بقطع داند که نیستی ایشان در شرع نیامده است بلکه آن آمده است که صفت بگردد و منزل بگردد و گور یا غاری است از غارهای دوزخ یا روضه ای از روضه های بهشت
