فصل هفتم
امام محمد غزالیاکنون وقت آن است که معنی عذاب قبر بشناسی و بدانی که عذاب القبر هم دو قسم است روحانی و جسمانی اما جسمانی همه کس بشناسد و روحانی نشناسد الا کسی که خود را بشناخته باشد و حقیقت روح وی بدانسته که وی قایم است به ذات خویش و از قالب مستغنی است در قوام خویش و پس از مرگ وی باقی است که مرگ وی را نیست نگرداند لکن چشم و دست و پای و گوش و جمله ی حواس از وی مرگ باز ستاند و چون حواس از وی بازستد زن و فرزند و مال و ضیاع و سرای و بنده و ستور و خویش و پیوند بلکه آسمان و زمین و هر چه آن را به حواس می توان یافت از وی باز ستد اگر این چیزها معشوق بود و همگی خویش بدان داده بود در عذاب فراق بماند به ضرورت و اگر از همه فارغ بود و اینجا هیچ معشوق نداشت بلکه آرزومند مرگ بود به راحت افتاد و اگر دوستی خدای تعالی یافته بود و انس به ذکر وی حاصل کرده و همگی خویش بدو داده بود و اسباب دنیا آن بر وی منغص و شولیده می داشت چون بمرد به معشوق رسید و مزاحم و مشوش از میان برخاست و به سعادت رسید
اکنون اندیشه کن تا ممکن شود که کسی خود را بداند و بشناسد که وی باقی خواهد بود که همه مراد و معشوق وی در دنیاست و آنگاه در شک باشد که چون از دنیا بشد در رنج و عذاب خواهد بود در فراق محبوبات خویش چنان که رسول گفت احبب ما احببت فانک مفارقه و یا چون بداند که محبوب وی همه حق تعالی است و دنیا را و هر چه در وی است دشمن دارد الا آن مقدار که زاد وی است در شک تواند بود که چون ازدنیا برود از رنج برهد و به راحت افتد پس هر که این شناسد وی را در عذاب القبر هیچ شک نماند که هست و متقیان را نیست بلکه دنیاداران راست و کسانی که همگی خویش به دنیا داده اند و به دین معنی این خبر معلوم شود که الدنیا سجن المومن و جنه الکافر
