بخش ۳۸ - اسرار زکوه دادن
امام محمد غزالیبدان که همچنان که نماز را صورتی است و حقیقتی که آن روح صورت است زکوه همچنین است و چون کسی سر و حقیقت زکوه نداند زکوه صورتی بود بی روح و سر او سه است
یکی آن که خلق مامورند به محبت و دوستی حق تعالی و هیچ مومن نیست که نه این دعوی کند بلکه مامورند بدانکه هیچ چیز را دوستتر از خدای ندارند چنان که در قرآن همی گویدقل ان کان اباوکم و ابناکم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموال اقتر فتموها و تجاره تخشون کسادها و مساکن ترضونها احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتربصوا حتی یاتی الله بامره والله لا یهدی القوم الفاسقین و هیچ مومن نیست که نه دعوی می کند که خدای را از همه چیز دوستتر دارم و پندارد که چنان است پس به نشانی و برهانی حاجت بود تا هر کسی به دعوی بی حاصل مغرور نشود پس مال یکی است از محبوبات آدمی او را بدین بیاموزند و گفتند اگر صادقی در دعوی خود این یک معشوقه خود را فدا کن تا درجه خود در دوستی ما بدانی پس کسانی که آن بشناختند به سه طبقه شدند
طبقه اول صدیقان بودند که هرچه داشتند فدا کردند و گفتند از دویست درم پنج درم دادن کار بخیلان باشد بر ما واجب آن بود که همه بدهیم در دوستی دوست چنان که ابوبکر جمله مال بداد رسول گفت عیال را چه باز نهادی گفت خدای و رسول خدای و عمر یک نیمه بیاورد گفت عیال را چه گذاشتی گفت نیمی رسول ص گفت بینکما کلمتیکما تفاوت درجه شما همچون تفاوت سخن شماست
