بخش ۵۴ - ارکان حج
امام محمد غزالیبدان که ارکان حج که بی آن درست نیاید پنج است احرام و طواف پس از وی سعی و ایستادن به عرفات و موی ستردن بر یک قول
و واجبات حج که اگر از آن دست بدارد حج باطل نگردد ولیکن گوسفندی کشتن لازم آید شش است احرام آوردن در میقات اگر از آنجا درگذرد بی احرام گوسفندی واجب آید و سنگ انداختن و صبر کردن به عرفات تا آفتاب فرو شدن و مقام کردن شب به مزدلفه و همچنین به منا و طواف وداع اندر این چهار بازپسین یک قول دیگر است که گوسفند لازم نیاید چون دست بدارد لیکن سنت بود
و اما وجوه گزاردن حج سه است افراد و قران و تمتع و افرد فاضل تر چنان که حج او لا تنها بگذارد چون تمام شود از حرم بیرون آید احرام عمره آرد آنگه عمره بکند و احرام عمره از جعرانه فاضل تر از آن که از تنعیم و از تنعیم فاضلتر از آن که از حدیبیه و از این هر سه جای سنت است
اما قران آن بود که گوید لبیک بحجه و عمره تا به یک بار به هردو محرم شود و اعمال حج به جای آورد و بس و عمره در وی مدرج شود چنان که وضو در غسل و هرکه چنین کند بر وی گوسفندی واجب آید مگر آن که مکی بود که بر وی واجب نیاید که میقات وی خود مکه است و هرکه قران کند اگر پیش از وقوف عرفه طواف و سعی کند سعی محسوب بود از حج و عمره اما طواف پس از وقوف به عرفه اعادت باید کرد که شرط طواف رکن آن است که پس از وقوف بود
